ببین!
به قدر حوصله ات تنهایم کنی
اولین آیه بریدن از تو نبود اولین آیه بریدن
چند خطمم خط چندم ؟
با همین شراب اگر تعمیدم دهید قول می دهم سخن ز مجلس بدر نرود !
به پشت پرده نیافتد/ پرده ی ششم؟
معجزه به درد عصا نخورد مرده زنده است با صدای بلند بخواند باز :
آن یکی خطاط بودی سه گونه خط بنوشتی سه گونه
خط چندمم ؟
کوچه را به اشتباه چسبانده اند به در بانوی هیجده خزان بی من نمیرد / مرد؟
اصل نیمه سیبی است که از آسمان افتاد تا نیو تن به سرش نزند
وای به حافظ!
با آن سنگ بزرگی که به سینه اش گذاشته اند سنگ نشد
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
پس چرا خط من از پرده سوم گم شد
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
پس چرا آن سگ بیچاره دمی مردم شد
*******
جبران نکرده ام
این زبان به ریختن نرسیده درد می کند
به اولین برف سلام کنی سردم است
زیر شیر وانی ام تا حجله بی گربه سرش کلاه نرود
هنوز تا ستاره از آسمان می ترسم
خوشه پروین همان خوشه انگوریست که در دهانت جا ماند
آب از سرم گذشته هی وجب نکن
روی صحنه به آبروی تو رقصیدم رویت زیاد نشود رو بگیری
از اولش می ترسیدم به آخر نچیده بماند
امروز تازه شنبه است چقدر تعطیل به جمعه می شود ؟
با این جریانهای بی پرواز اصلن جور در نمی آید
فکری به حال حوض بکن تا ماهی سیاه به گربه کوچولو!
حالا سواری بکش از این...........
روی خودم راه نرفته ام زیر قولت بزنی
تا خیابان این در به پاشنه می چرخد
شده ام شبیه شیخ صنعان خرقه رهن خانه ات چند اجاره بگیری!
روی این صندلی پارک گرفته خط خطی نشو خانم "پلات "
سرسبک تر از آنم که گاز بگیرداین خرقه چند شیخ شود با سیگار بار زده ات ؟
نگفته بودم از شانزده سالگی نیکوتینم
پایت به لیز نخورده پا پس کشیدی خانم !
حالا که یک هفته روی دستت مانده سیرم از هر چه تا پیاز!
سنگهای خیابان به گونه های بی پهلوست
و الا آن که از کوچه معشوقه ی ما می گذرد
بر حذر نیست که سر بشکندم دیوارش
*****
قدم نرسیده زبان از درازی بچرخد
روبرویم نشسته ای هیز ترم تا پهلو به پهلو شود خرما بر نخیل و دستت کوتاه
چهار نعل حافظه افتاد توی حوض
گنجشکک اشی مشی
لب لبالب ترم از بوسه ی تو
عالمی دیگرم از بوسه ی تو
بومت را کج کن رنگهای پاییزم م
ی
ر
ی
ز
م
روی فواره های چسبیده به چهاردهمین آسمان یک وجب روی سرم
من از اول هم از تو بدم می آمد با آن کله ی دراز و زبان سرخ تر از سبزم
"یاد آن روزها " برایم آب نمی شودبادرا گل نکنیم
دست درویشی شاید
کله ی خشک مرا باز فرو برده بیا
توی قاب از بید بلرزم بومت را کج کردی؟
سر درون چاه و بیابان دم به دم
هوس خار تنی کرده دلم
نه!شراب وطنی کرده دلم
صورتم را به زمین چسباندند
خاک را روی تو بر گرداندند
آسمان از تو مگر سیر نبود
خسته از این همه زنجیر نبود






