سلام
دیر آمدم ولی همیشه اینجایم . روزها گذشت که پاییز نیز با آنها بود . برای ما که جز حسرت ، چیزی نداشته و نداریم و تاریخمان تنها در این کلمه خلاصه می شود، غریب نیست . پاییز و آتشی،محمد مختاری،جعفر پوینده و گذشته ای که پر از خود زنی است!
عجیب نیست که هیچ ملتی به اندازه ما ، انقطاع فرهنگی نداشته است و در این رفت و برگشت نیز چقدر دچار انحطاط ! شده ایم . به راستی ما کجای جهان ایستاده ایم؟ از آیین محمد تنها یک نماز به جا مانده است که خودمان میدانیم که هر چیزی می تواند باشد جز نماز! از ترازوی علی تنها یتیمان شیر به دست داریم و از حسین فقط تشنگی و گریه!!!!!!!!. ما سرآمد انسانهای جهانیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چقدر جهان به آیین محمد و ترازوی علی و نه گفتن حسین محتاج است ؟ امروز غزه در آتش کینه و خون و سیاست !می سوزد . امروز غزه به حسین محتاج است نه اعلامیه و شعار و محکوم کردن ! از خودمان بپرسیم پس حسین کجاست؟؟؟؟!!!! امروز عاشوراست و خیابان مملو از آدم ! حسین کجاست ؟ تنها همین!!!!!
باز هم شعر می نویسم و آرزوی دیدارتان را دارم . یا علی
ادامه مطلب...






