.........سابینا زن بودن را حالت و وضعی می داندکه خود انتخاب نکرده است و می گوید:چیزی را که نتیجه یک انتخاب نیست٬ نمی توان شایستگی یا نا کامی تلقی کرد.
ادامه مطلب...
او معتقد است در مقابل چنین وضع تحمیلی٬باید رفتار درستی پیش گرفت.به نظرش عصیان در برابر این واقعیت که زن زاده شده است به اندازه افتخار به زن بودن ٬ ابلهانه است.
٬
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 23:51  توسط امید فرهادپور
|
صدای شلیک توپ را نشنیدم . دخترم با اشتیاق تمام گفت " سال تحویل شد" به همسرم تبریک گفتم. پسرم مرا بوسید و گفت می خواهد برایم کراوات ببندد ! همسرم در آینه نگاه کرد و خندید .شاید اعتقاد داشت ماه شده ام!. سنگینی اکسیژنی را که در ریه هایم فرو می رفت ٬ با لبهایم می فشردم . هوا بس نا جوانمردانه سنگین بود ! نه به خاطر کراوات ! به دخترم نگاه کردم تا بگویم چفیه ام را .... ! چیزی نگفتم . به هزار دلیلی که نمی گوییم ! برای یک لحظه شاید ٬ به تغییر فکر کردم که با اولین ماشینی که بی دلیل٬ جلویمان پیچید٬ فهمیدم هیچ تغییری وجود ندارد ! تقویممان را فقط باید عوض کنیم !
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 20:3  توسط امید فرهادپور
|





